جمال الدين محمد الخوانساري

24

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

كه مبادا ناگاه مرگ در رسد ومهلت آن نيابيد . و « عبرت بگيريد بكسى كه ضايع كرده آنرا » يعنى تأمل كنيد در بدى حال وسوء عاقبت أو وزيان وخسران أو در روز جزا ، پس عبرت گيريد از آن واجتناب كنيد از اين كه شما نيز مثل أو گرديد ، وچنان مكنيد كه شما ضايع كرده باشيد آنرا وديگران تأمّل كنند در حال شما وعبرت بگيرند بآن وأطاعت كنند پرهيزگارى را وفرمان آن ببرند تا مانند شما نباشند . 5155 داوو الغضب بالصّمت ، والشّهوة بالعقل . دوا كنيد خشم را بخاموشى وخواهش را بعقل . « دوا كردن خواهش بعقل » ظاهرست ، چه عقل منع ميكند از پيروى خواهشها كه در آنها مفسدهء باشد . وامّا « دوا كردن خشم بخاموشى » پس ممكن است كه باعتبار اين باشد كه خشم آدمي را بطيش آورد وباعث اين شود كه هرزه ودشنام ومانند آنها از أو صادر شود بلكه هر چند از آنها بگويد خشم أو زياد شود وآنها را زياد كند پس كسى كه خاموشى را شيوهء خود كند مفاسد خشم بر آن مترتّب نشود پس بمنزلهء دوائيست از براي غضب بلكه قدرى صبر بر آن باعث اين مىشود كه غضب أو فرو نشيند وزايل گردد . وممكن است كه باعتبار اين باشد كه كسى كه خاموشى را شيوهء خود كند غالب اينست كه كسى كارى نكند كه أو را بخشم آورد پس آن دوائيست كه مانع از عروض آن مىشود مانند دواها كه حفظ صحت ميكنند . 5156 داووا الجور بالعدل ، وداووا الفقر بالصّدقة والبذل . دوا كنيد ستم را بعدل ، ودوا كنيد درويشى را بصدقه وبخشش ، خطاب بحكام وتوانگران است چه حكام ستمها را بعدل دوا مىتوانند كرد چه خوف از عدل ايشان باعث اين شود كه ستم كم واقع شود وآنچه واقع شود باز خواست آن كنند وتدارك وتلافى آن باشد ، وتوانگران ظاهرست كه دواى درويشى بصدقه وبخشش توانند كرد . وممكن است كه هر دو خطاب بحكام باشد چه ايشان قادر بر هر دو باشند